سيد محمد كاظم القزويني ( مترجم : لطيف راشدى / سعيد راشدى )
282
طب جامع امام صادق ( ع ) ( فارسى )
و گرفتارىها در امان باشند ، در گناه و طغيان فرو مىروند ، همان گونه كه مردمان گذشته چنين كارى را انجام دادند تا دچار بلا شدند و زمين از وجود آنها پاك شد . » مرگ و نابودى « همچنين منكران معتقدند كه انسان نبايد در اين دنيا بميرد و بايد هميشه زنده باشد و هيچ بلا و گرفتارى گريبانگير آنها نشود . اگر به نتيجه اين كار توجه شود ، فساد و ضرر آن مشخص است . آيا نمىدانى كه اگر تمام انسانها نمىمردند و همگى زنده مىماندند ، زمين براى مردم تنگ و كوچك مىشد و خانهها و مزارع و وسايل زندگى برايشان كم بود ؟ با اينكه مردم مىميرند ، ولى باز بر سر زمين و مزارع با هم جنگ و جدال مىكنند و خون مىريزند ، چه رسد به اينكه به دنيا بيايند و نميرند ، آنوقت چه مىشود ؟ در اين هنگام است كه حرص و طمع و سنگدلى بر آنها مسلط مىشود . اگر مردم مىدانستند كه نمىميرند و بطور دائم زندگى خواهند كرد ، به آنچه داشتند ، قانع نمىشدند و اگر چيزى از آنها خواسته مىشد ، نمىدادند و سختىها را از ياد نمىبردند ، همچنين از زندگى و امور دنيوى خسته مىشدند ، همانطور كه گاه كسى كه عمرش طولانى مىشود ، از زندگى خسته مىگردد و چه بسا آرزوى مرگ كند . پس اگر كسى بگويد : لازم بود كه بلاها و سختىها از مردم دور مىشد ، تا آرزوى مرگ نكنند .